ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
306
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
1 - محسوس بودن هر دو به اين شرح كه صورتي از دود وبخار كه مشاهده مىشود در حسّ بينايى تفاوت ندارد . 2 - جهت معنوي - وآن اين است كه بخار اجزاى آب است كه به سبب لطافت از حرارت حركت با هوا مخلوط وبه هوا متصاعد مىشود . چنان كه دود نيز چنين است ولى حرارت آن از آتش است به اين شرح كه دود نيز از اجزاى آب است كه از جرم مورد احتراق به علت لطافت يافتن از حرارت آتش جدا مىشود . بنا بر اين ميان آن دو اختلافى نيست ، جز از جهت سبب ( حرارت حركت وحرارت آتش ) وبه همين دليل استعاره آوردن يكى را براي ديگرى صحيح مىباشد . بحث پنجم - متكلّمان گفتهاند كه چون ظاهر قرآن وسخن علي ( ع ) دلالت دارند بر اين كه آب أصل وجود آسمانها وزمين است ودر جاى خود ثابت شده كه ترتيب ياد شده در مخلوقات در واقع امر ممكنى است وباز ثابت شده كه خداوند تعالى فاعل مختار وقادر بر همهء ممكنات است ، ودليل عقلي در نزد ما اقامه نشده كه اين ظواهر را نفى كند ، بنا بر اين بر ما واجب است كه مقتضاى ظاهر قرآن وكلام امام ( ع ) را گرفته ودست به تأويل نزنيم . نگوييد كه جمهور متكلّمين بر اثبات جوهر فرد ( جزء لا ينجزي ) واين كه أجسام مركب از آن مىباشند ، اتفاق نظر دارند . نهايت اين كه بعضي مىگويند جوهر در عدم ثابت بوده است وفاعل مختار زيور تأليف وجود را بر آنها پوشانده است . وبعضي ثبوت جوهر را در عدم منكر شده مىگويند خداوند تعالى ابتدأ جواهر فرد را ايجاد وآنها را با يكديگر تأليف وأجسام را پديد آورد . با پذيرش اين أقوال چگونه صحيح است كه آسمانها وزمين از آب آفريده شده باشند ، زيرا مىگوييم ( شارح ) : اين ممكن است كه خداوند تعالى در آغاز جسم اوّل را از آن جواهر فرد آفريده باشد وسپس باقي أجسام را از جسم اوّل خلق كرده باشد .